نام: رائول گنزالس بلانکو (فرزند پدرو گنزالس و ماریسا بلانکو)
کشور: اسپانیا
تولد: 27 ژوئن سال 1977
قد: 183 سانتی متر
وزن: 70 کیلوگرم
پست: مهاجم (دو پا)
باشگاه ها: اتلتیکو مادرید، از 15 سالگی برای تیم سوم رئال مادرید و در 17 سالگی تا کنون برای تیم اول بازی کرده و بیش از 330 گل برای این تیم به ثمر رسانده است.
خانواده: متأهل، همسر مامن سانز و دارای 4 فرزند به نام های جورج (25 فوریه 2000)، هوگو (17 نوامبر 2002)، هکتور و متئو (21 نوامبر 2005)
افتخارات: قهرمان لالیگا در سال های 1995،1997،2001،2003،2007،2008، قهرمان جام حذفی اسپانیا در سالهای 1993 و 2000، قهرمان سوپرکاپ اسپانیا در سالهای 1994،1998،2001، قهرمان جام باشگاه های اروپا در سالهای 1998، 2000 و 2002، قهرمان جام بین قاره ای در سال 1998، قهرمان جام باشگاه های جهان در سال های 2002، 2000
فردی: بهترین بازیکن جهان در سال 2001 (چهارم در سال 98، پنجم در سال 99، هفتم در سال 2000، چهارم در سال 2002، ششم در سال 2003)، پیچیچی (آقای گلی در اسپانیا) 1999 و 2003، آقای گلی در لیگ قهرمانان اروپا در سالهای 2000، 2001 و 2002، صاحب کفش برنز اروپا در سال 2001، فعال ترین و بهترین بازیکن تاریخ لالیگا در سال 1997 و 2001، بهترین بازیکن جهان در سال 2001 (فدراسیون آمار) و در حال حاضر بهترین گلزن تاریخ لیگ قهرمانان با 60 گل زده، بهترین گلزن تاریخ تیم ملی فوتبال اسپانیا با 46 گل زده، نشان لیاقت اسپانیا در سال 2006، جوانمردترین بازیکن جهان در سال 2006.
ستاره برنابئو
نام او رائول گنزالس بلانکو است، اما همه او را با نام رائول می شناسند...گرچه که خصوصیات زیادی دارد که او را از بقیه متمایز میکند، پسری که با همه فرق دارد...
وقتی هواداران رئال مادرید با فریادهای رائول رائول از جا بلند می شوند و یک صدا او را تشویق میکنند، حتی رونالدو هم با غبطه به بازیکن محبوب سانتیاگو برنابئو نگاه می کند. هیچ یک از ستاره های استثنایی باشگاه محبوبیت او را ندارند. حتی بکام، با وجود اینکه تازه به رئال مادرید وارد شده بود رائول را یک افسانه ی بزرگ و دوست داشتنی نامید. رائول محبوب هوادران متعصب رئال مادرید است. این را حتی مربیان رئال مادرید هم میدانند.
رائول وقتی از نظر جسمانی مشکلی ندارد باید بازی کند...این خواست هوادرانی است که همیشه گلزنی ستاره محبوب خود را به چشم میبینند.
"من در محله سن کریستوبال مادرید متولد و بزرگ شدم. از همان روزهایی که خود را شناختم عاشق فوتبال بودم. آن روزها دنیا سخت تحت تاثیر جادوی مارادونا بود و من هم از حرکاتی که او با توپ انجام می داد لذت می بردم. البته الگوهای دیگری هم داشتم که سعی می کردم مثل آنها بازی کنم."
خانواده ی رائول در آن زمان همه از هوادارن پر و پا قرص اتلتیکو مادرید بودند. رائول می گوید: " یادم می آید که وقتی اولین گل خود برای باشگاه را به اتلتیکو زدم پدرم گفت: رائول، حتی اگه روزی به کاپیتان مادرید هم تبدیل شوی، خانواده ات طرفدار اتلتیکو می مانند..."

"من آرزو داشتم روزی به بهترین بازیکن اتلتیکو تبدیل شوم، اما با وجود گل هایی که برای این تیم به ثمر رساندم، نتوانستم توجه مدیران و مربیان باشگاه را جلب کنم. آنها خیلی راحت از بازی من صرف نظر کردند. به همین دلیل وقتی به سانتیاگو برنابئو رفتم، دیگر هرگز به پشت سرم نگاه نکردم و سعی کردم اتلتیکو مادرید را برای همیشه فراموش کنم..."
رائول پس از جدایی از اتلتیکو مادرید، و در واقع هنگامی که تازه به تیم سوم رئال مادرید پیوسته بود، چنان درخشید که در دو فصل 62 گل به ثمر رساند (!) و خیلی زود آوازه ی پسر جوان و با استعدادی که به سرعت به سوی ستاره شدن پیش می رفت سراسر باشگاه را فرا گرفت. استعداد شگرف، هوش بی اندازه بالا و احساس تعلقی که به تیم داشت خیلی زود توجه خورخه والدانو، سرمربی وقت تیم اصلی رئال مادرید که در آن زمان مشغول فتح تمام جام های اسپانیا و اروپا بود، را جلب کرد تا رائول با یک جهش فوق العاده از تیم سوم به تیم اول، به جوان ترین بازیکن تاریخ باشگاه تبدیل شود که تا کنون پیراهن تیم اول رئال مادرید را پوشیده است.
رائول در سن 17 سالگی، در اولین بازی خود برای رئال مادرید که برابر رئال ساراگوسا در خارج از خانه برگزار می شد، خوش درخشید اما موفق به گلزنی نشد و دو بار توپ را به تیر دروازه کوبید تا تیمش با یک تساوی از ریاسور خارج شود.
خورخه والدانو که چنین دید، رائول را برای بازی بعدی که دیدار حساسی برابر اتلتیکو مادرید در سانتیاگو برنابئو بود در لیست 11 نفره تیمش قرار نداد. و از آنجایی که می دانست رائول جوان و حساس است تصمیم گرفت خودش این مطلب را پیش از بازی به او بگوید.
والدانو می گوید: " یادم می آید وقتی به او گفتم که قرار نیست در این بازی به میدان برود نگاهش حالت خاصی داشت...حالتی بین ناباوری و ناراحتی، اما چند لحظه بعد از جوابش واقعا شوکه شدم...او خندید و گفت: "مسئله ای نیست، اگر می خواهی ببازی مرا بازی نده...!"
خوب، والدانو طبیعتا شگفت زده شد و درست در چند دقیقه قبل از بازی نام رائول را در لیست قرار داد.
" به این نتیجه رسیدم که رائول راست میگفت. اگر او را نداشتیم از پس اتلتیکو بر نمی آمدیم. او آنشب ستاره بازی بود."
رائول با به ثمر رساندن 2 گل بسیار زیبا تیمش را 1-2 پیروز میدان کرد و از همان اولین لحظات بازی جایگاه ویژه ای در قلب مادریدها پیدا کرد.
دلربای مادرید
رائول با همه فرق دارد.
مرد جوانی که برای محبوبیت هیچ چیز کم ندارد. او یک ستاره ی باهوش، جذاب، خوش چهره، خوش اخلاق و با شخصیت است.

وقتی برای مصاحبه وارد دفتر شد، چهره ای غمگین داشت. از او پرسیدم که آیا اتفاق بدی افتاده؟ اما فقط کمی نگاه کرد و لبخند زد. گیج شدم. با وجود محبوبیتی سرسام آور، یک همسر بی نظیر و بچه هایی باهوش و دوست داشتنی، آیا رائول دلیلی برای غمگین بودن می بیند؟
تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که بگویم: رائول، بگو سیب! رائول می خندد و بالاخره مصاحبه را آغاز می کنیم. اما مصاحبه با رائول سخت است. رائول زیبا و روان حرف می زند، اما اغلب سکوت می کند و آرام و جدی است. البته سکوت او ربطی به مظلوم بودن ندارد...اتفاقا خیلی هم روان شناسی می داند و نمی گذارد کسی او را تحت فشار قرار دهد. شلوار جینی که پوشیده به تازگی مد شده و با رنگ گوشی موبایلش هماهنگی دارد...پس معلوم است که به مد هم اهمیت می دهد.
سعی می کنم با ترفند های ژورنالیستی او را تحت فشار قرار دهم، اما نمی شود.